چگونه استارتاپ بزنیم: قدمها، همبنیانگذار، سرمایه و قوانین ایران
شغلچگونه استارتاپ بزنیم؟ با یک مسئلهی واقعی شروع کنید، پیش از ساختن محصول کامل ببینید کسی برای حل آن پول میدهد، و بعد تیم و سرمایه را جمع کنید. این صفحه کار روزانهی بنیانگذار استارتاپ، تقسیم سهم با همبنیانگذار، عنوانها و حمایتهای رسمی ایران، دلیلهای شکست و راه یادگیری این کار را کنار هم میگذارد.
مسیر یادگیری بنیانگذار استارتاپ: از کشف مشتری تا ادارهی یک سازمان
برای بنیانگذار شدن مدرک لازم نیست، اما مهارتهای هر مرحله را میشود جدا و پیش از نیاز یاد گرفت.
دورههای رسمی فنی و حرفهای که به کار بنیانگذار میآید
روی هر ایستگاه جاده بزن تا آن دوره را ببینی.
کل این مسیر را کجا بخوانم؟
در حال بارگذاری…
فقط چند دوره را میخواهی؟ روی هر ایستگاه جاده بزن و «صفحهی کامل این دوره» را باز کن؛ آموزشگاههای همان یک دوره آنجا هستند.
- ۱
تازهنفس
پیش از جذب پول: کشف مشتری و روش مصاحبه، بوم مدل کسبوکار، ساختن نمونهی کمینه، تیمسازی، ارائهی کوتاه به سرمایهگذار و ثبت شرکت و قراردادهای اولیه.
- ۲
ماهر
وقتی محصول مشتری دارد: رشد با آزمایشهای کمهزینه، شاخصهای استارتاپ و اقتصاد هر مشتری، جذب سرمایه، مبانی مدیریت محصول، قرارداد سهامداری و مذاکره.
- ۳
سوپرحرفهای
وقتی تیم بزرگ میشود: ساختن سازمان قابل رشد، فرهنگ سازمانی، رهبری تیم، ورود به بازار کشورهای دیگر و ادارهی هیئت مدیره و سهامداران.
سازمان فنی و حرفهای استانداردی با نام «استارتاپ» ندارد، اما چند استاندارد آن به قدمهای این صفحه نزدیک است. سقف شهریهی حضوری آموزشگاههای آزاد تهران در ۱۴۰۵:
- راه اندازی کسب و کار نوآورانه: ۵۹ ساعت، حدود ۱۷٫۱ میلیون تومان
- مدلسازی فرآیند کسب و کار: ۳۰ ساعت، حدود ۷٫۸ میلیون تومان
- بازاریابی الکترونیکی: ۶۴ ساعت، حدود ۱۳٫۸ میلیون تومان
- مدیر کسب و کار الکترونیکی: ۱۳۰ ساعت، حدود ۴۹٫۱ میلیون تومان
بخش بزرگی از یادگیری این کار در برنامههای پیششتابدهی مرکزهای رشد و شتابدهندهها و رویدادهای ایدهپردازی است که گاهی رایگاناند و گاهی در برابر سهم. اگر دنبال مدرک دانشگاهی هستید، کارآفرینی در کارشناسی ارشد گرایشی از رشتهی مدیریت است و زیرگرایش «فناوری» و «کسبوکار جدید» دارد. هیچکدام از این دورهها شرط جذب سرمایه نیست؛ سرمایهگذار به فروش و تیم نگاه میکند، نه به گواهی.

بنیانگذار استارتاپ کیست و روزش چطور میگذرد؟
بنیانگذار استارتاپ کسی است که شرکتی تازه را برای رشد سریع میسازد؛ رشدی که معمولا از فناوری یا یک مدل تازهی فروش میآید.
فرق استارتاپ با یک مغازه یا کارگاه در اندازهی ایده نیست، در نوع رشد است. کافهای که خوب کار کند، با شعبهی دوم و سوم بزرگ میشود و هر شعبه دوباره اجاره، کارکنان و سرمایه میخواهد. استارتاپ دنبال محصولی است که بتوان آن را بدون بالا رفتن هماندازهی هزینه به مشتریهای بیشتری فروخت؛ مثل یک نرمافزار، یک بازار آنلاین یا یک دستگاه که در کارخانهی دیگری ساخته میشود. به همین دلیل استارتاپها اغلب سالهای اول زیان میدهند و با پول سرمایهگذار جلو میروند.
کار بنیانگذار در هر مرحله عوض میشود
- پیش از محصول: گفتگو با مشتریهای احتمالی، نوشتن فرضیهها، ساختن نمونهی ساده و پیدا کردن همبنیانگذار. در این مرحله بیشتر وقت بیرون از دفتر میگذرد.
- پس از اولین مشتریها: فروش، پشتیبانی، اصلاح محصول، قیمتگذاری و استخدام چند نفر اول. بنیانگذار هنوز همهکاره است.
- در رشد: جذب سرمایه، ساختن تیمهای جدا، تعیین شاخصها و واگذاری کارهای روزمره. کار اصلی از ساختن محصول به ساختن سازمان میرسد.
در بیشتر تیمها نقشها تقسیم میشود: یک نفر مدیرعامل است و فروش، سرمایهگذار و قراردادها با اوست؛ یک نفر مدیر فنی است و محصول را میسازد؛ گاهی نفر سوم بازاریابی یا عملیات را بر عهده دارد. بنیانگذار لزوما برنامهنویس نیست، اما اگر محصول نرمافزاری است، یکی از بنیانگذاران باید بتواند آن را بسازد یا دستکم کیفیت ساختش را بسنجد.
بنیانگذار شدن مدرک و مجوز خاصی نمیخواهد. آنچه لازم است توان فروختن یک ایده به مشتری، همتیمی و سرمایهگذار است، بهعلاوهی تحمل چند سال درآمد نامطمئن.
چگونه استارتاپ بسازیم: هفت قدم از مسئله تا اولین پول
ترتیب این قدمها مهمتر از سرعت آنهاست. بیشتر استارتاپهایی که زود تمام میشوند، قدم دوم و چهارم را جا انداختهاند.
- ۱
یک مسئلهی مشخص برای یک گروه مشخص
بهجای «اپلیکیشن سلامت»، بنویسید «پیدا کردن نوبت فیزیوتراپی برای سالمندان یک شهر». هر چه گروه مشتری روشنتر باشد، پیدا کردن و پرسیدن از آنها آسانتر است.
- ۲
گفتگو پیش از ساختن
با دهها نفر از همان گروه حرف بزنید و دربارهی گذشتهشان بپرسید: آخرین بار این مشکل را چطور حل کردند و چقدر هزینه کرد. تعریف از ایده نشانهی خرید نیست؛ پرداخت پول یا وقت گذاشتن نشانه است.
- ۳
نمونهی کمینه (MVP)
کوچکترین چیزی را بسازید که مشکل را برای چند مشتری حل کند؛ گاهی یک فرم و یک گروه پیامرسان کافی است و نرمافزار بعدا میآید. هدف یادگیری است، نه نمایش.
- ۴
اولین مشتری که پول میدهد
پیشفروش، اشتراک آزمایشی پولی یا قرارداد کوچک با یک شرکت. تا وقتی کسی پول نداده، فرض اصلی کسبوکار هنوز آزمایش نشده است.
- ۵
تیم و سهم را مکتوب کنید
پیش از اینکه کار ارزش پیدا کند، نقش هر همبنیانگذار، سهم او و شرط ماندنش را در یک قرارداد بنویسید. دعوای سهم بعد از جذب سرمایه گرانتر است.
- ۶
ثبت شرکت و عنوانهای رسمی
برای قرارداد با شرکتها، ورود سرمایهگذار و استفاده از حمایتها شرکت لازم است. بعد از ثبت میشود برای مرکز رشد، شتابدهنده یا عنوان دانشبنیان درخواست داد.
- ۷
جذب سرمایه به اندازهی قدم بعد
پول را برای رسیدن به یک هدف قابل اندازهگیری بگیرید، مثلا رسیدن به فروش ماهانهی مشخص، نه برای چند سال آینده. هر بار جذب سرمایه بخشی از سهم شما را کم میکند.
همبنیانگذار: چطور پیدا کنیم و سهم را چطور تقسیم کنیم؟
بیشتر استارتاپها بیش از یک بنیانگذار دارند. انتخاب همبنیانگذار تصمیمی چندساله است و قراردادش باید پیش از شروع جدی کار بسته شود.
مهارت مکمل، نه دوست همسلیقه
اگر شما فروش و مذاکره بلدید، کسی را بخواهید که محصول را بسازد، و برعکس. دو نفر با یک مهارت، کار نیمهی دیگر را به عقب میاندازند.
کجا پیدا میشود
در رویدادهای استارتاپی و ایدهپردازی، دورههای پیششتابدهی، تیمهای پروژهی دانشگاه و محل کار قبلی. کار کردن روی یک پروژهی کوتاه پیش از شراکت، بهتر از چند جلسه گفتگوست.
قرارداد همبنیانگذاری
نقش هر نفر، درصد سهم، ساعت کار، مالکیت کد و برند، تصمیمگیری در اختلاف و حالت جدا شدن یک نفر را بنویسید. این قرارداد میان شریکان است و نمونههای آماده باید با شرایط تیم شما تطبیق داده شود.
وستینگ: سهم در طول زمان
در این روش سهم هر بنیانگذار یکجا به او نمیرسد و در چند سال آزاد میشود. الگوی رایج در استارتاپهای آمریکایی چهار سال است با یک سال اول که اگر کسی پیش از آن برود، سهمی نمیبرد.
تقسیم برابر بدون فکر
سهم برابر وقتی منصفانه است که سهم کار، وقت و پول هم نزدیک باشد. کسی که فقط ایده آورده و تماموقت کار نمیکند، معمولا سهم کمتری میگیرد.
شریک فقط با پول
کسی که فقط پول میگذارد سرمایهگذار است، نه همبنیانگذار. سهم او بر پایهی ارزشگذاری شرکت حساب میشود و باید در قرارداد جدا آمده باشد.
راه اندازی استارتاپ در ایران: ثبت، عنوانها و نهادهای حمایتی
قانون ایران تعریف جدایی به نام «استارتاپ» ندارد. استارتاپ در عمل یک شرکت معمولی است که میتواند یکی از این عنوانها را بگیرد یا به این نهادها بپیوندد:
| مرحله یا عنوان | برای چه کسی | شرط یا عدد |
|---|---|---|
| هستهی فناور در مرکز رشد | تیمی که هنوز شرکت ثبت نکرده | در یک مرکز رشد دانشگاهی در تهران: دستکم یک عضو با کارشناسی مرتبط و یک نفر تماموقت؛ دانشجوی کارشناسی هم میپذیرد |
| واحد فناور در دورهی رشد | تیمی که شرکت ثبت کرده | همان مرکز برای دورهی رشد شرکت ثبتشده با اعضای تیم میخواهد |
| شتابدهنده با گواهی صلاحیت | استارتاپی که نمونهی اولیه دارد | در ۱۴۰۲ پروندهی ۱۳۱ شتابدهنده بررسی شد؛ ۳۵ گواهی سطح یک و ۲۹ گواهی سطح دو گرفتند |
| دانشبنیان نوپا | شرکتی که محصول دانشبنیان دارد | فروش محصول دانشبنیان کمتر از ۷ میلیارد تومان در زمان درخواست؛ گواهی پنجساله و معافیت مالیاتی درآمد همان محصول |
| واحد خلاق | کار نوآورانه در فرهنگ و علوم انسانی | در قانون جهش تولید دانشبنیان (۱۴۰۱) تعریف شده و تشخیص آن با معاونت علمی است |
| برنامهی نوآفرین | ایدهی فناورانه برای یک مشکل مشخص کشور | از شهریور ۱۴۰۲ با فراخوان موضوعی؛ کمک بلاعوض، وام، آموزش و معرفی به شتابدهنده |
پول استارتاپ از کجا میآید و سرمایهگذار چقدر سهم میگیرد؟
سرمایهگذار استارتاپ وام نمیدهد، بخشی از شرکت را میخرد. دو نمونهی منتشرشده اندازهی این معامله را نشان میدهد:
استارتاپها معمولا پلهپله پول میگیرند و هر پله سهم بنیانگذاران را کمتر میکند:
- پول خود بنیانگذاران: پسانداز، کار پارهوقت در کنار استارتاپ و گاهی کمک خانواده. سهم کسی کم نمیشود، اما ریسک کاملا با شماست.
- شتابدهنده: چند ماه آموزش، مربی، فضای کار و مبلغی کوچک در برابر درصدی از سهم. ارزش اصلی آن آشنایی با سرمایهگذارها و بازخورد است.
- سرمایهگذار فرشته: فردی که با پول خودش در مراحل اول سرمایه میگذارد و معمولا کمتر از صندوقها شرط میگذارد.
- صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر: وقتی محصول فروش منظم دارد و برای رشد پول بیشتری لازم است. شرطها در سندی به نام برگهی شرایط (Term Sheet) نوشته میشود.
- وام و ضمانتنامه: برای شرکت دانشبنیان صندوقهای پژوهش و فناوری وام و ضمانتنامه میدهند. وام سهم شما را نمیگیرد، اما بازپرداخت دارد و برای شرکتی که فروش ندارد خطرناک است.
حساب سادهی رقیق شدن سهم
اگر دو بنیانگذار هر کدام ۵۰ درصد شرکت را داشته باشند و شتابدهندهای ۱۰ درصد بگیرد، سهم هر کدام ۴۵ درصد میشود. اگر بعد سرمایهگذاری ۲۰ درصد بگیرد، هر کدام ۳۶ درصد دارند. این عددها مثال است، اما نشان میدهد چرا گرفتن پول بیش از نیاز هزینه دارد. این صفحه توصیهی سرمایهگذاری یا حقوقی نیست؛ پیش از امضای هر برگهی شرایط آن را با وکیل آشنا به قراردادهای سرمایهگذاری بخوانید.
در آگهیهای یک سایت آگهی محلی در تهران، در آبان ۱۴۰۵، چند نفر برای ایدهی استارتاپی خود سرمایهگذار میخواستند و یکی «سود بسیار کلان» وعده میداد. سرمایهگذار جدی پیش از پول دادن عدد فروش، تیم و قرارداد میخواهد؛ وعدهی سود قطعی در کاری که هنوز فروش ندارد، نشانهی کار حرفهای نیست.
استارتاپها چرا شکست میخورند؟ چهار دلیل پرتکرار
یک بررسی منتشرشده در اسفند ۱۴۰۴ اعلام تعطیلی ۴۳۱ استارتاپ سرمایهگرفته را خواند که از ۲۰۲۳ بسته شده بودند. دلیل ۳۸۵ مورد معلوم بود و هر استارتاپ میتوانست چند دلیل داشته باشد:
تمام شدن پول در بیشتر پروندهها آخرین قدم بود. پیش از آن محصول مشتری کافی پیدا نکرده بود، یا هر فروش بیش از درآمدش هزینه داشت. همین بررسی نشان داد این ۴۳۱ استارتاپ روی هم ۱۷٫۵ میلیارد دلار سرمایه گرفته بودند؛ یعنی پول زیاد جای مشتری را نمیگیرد.
این داده از استارتاپهایی است که سرمایهگذار خطرپذیر داشتند و بیشتر خارج از ایراناند. در ایران آمار رسمی تعطیلی استارتاپها منتشر نمیشود، اما همین دلیلها را میشود پیش از شروع آزمایش کرد: آیا کسی برای محصول پول داده؟ آیا با هر فروش بیشتر، سود بیشتر میشود؟ و آیا با پول فعلی تا رسیدن به آن نقطه دوام میآورید؟

شغل استارتاپ: کار در استارتاپ دیگران پیش از ساختن استارتاپ خود
یکی از کمهزینهترین راههای یادگرفتن این کار، چند سال کار در یک استارتاپ است. بازار کار هم این تجربه را میخواهد.
در ۱۴ آبان ۱۴۰۵، در یک سایت کاریابی ۲۲۴ آگهی فعال با جستجوی «استارتاپ» پیدا شد و متن ۲۱۰ آگهی واقعا این واژه را داشت. آنچه این آگهیها نشان میدادند:
- بیشتر نقشها فروش و رشد است: ۵۳ آگهی در فروش و بازاریابی، ۳۱ در دیجیتال مارکتینگ و ۲۴ در توسعهی کسبوکار و استراتژی بود. برنامهنویسی با ۱۴ آگهی و مالی و حسابداری با ۱۲ آگهی بعد از آنها بودند و ۷۶ آگهی در گروههای دیگر.
- تجربهی استارتاپی خودش یک امتیاز است: ۵۴ آگهی صراحتا سابقهی کار در استارتاپ یا تیم استارتاپی را خواسته بودند.
- تهران مرکز این بازار است: ۱۶۱ آگهی از ۲۱۰ در استان تهران بود و ۲۹ آگهی امکان دورکاری داشت.
- سهم بهجای حقوق کم است: فقط ۷ آگهی سهم یا امکان سهامدار شدن را پیشنهاد کرده بودند و تنها یکی، برای همبنیانگذار فنی، نوشته بود همکاری بر پایهی درصدی از سهم است، نه حقوق ثابت.
- حقوق پیشنهادی: ۸۰ آگهی بازهی حقوق داده بودند. میانهی وسط این بازهها ۵۰ میلیون تومان در ماه بود، از ۱۵ تا ۱۷۰ میلیون تومان، که بیشتر به سطح کارشناس و کارشناس ارشد مربوط است.
کسی که میخواهد بعدا استارتاپ بزند، از این کارها سه چیز یاد میگیرد: فروش به مشتری واقعی، کار با دادهی رشد و دیدن اشتباههای یک تیم دیگر با هزینهی آن تیم. کارمند استارتاپ حقوق میگیرد و بیمه دارد؛ بنیانگذار معمولا هیچکدام را در ماههای اول ندارد.
در یک سایت آگهی محلی در تهران هم آگهیهای جستجوی همبنیانگذار دیده میشود، مثلا برای گرافیک و بازاریابی، که پرداخت را «توافقی» مینویسند. پیش از پذیرفتن چنین پیشنهادی، درصد سهم، شرط آزاد شدن آن و نقش خودتان را مکتوب بخواهید.

بنیانگذار استارتاپ چقدر درآمد دارد؟
بنیانگذار حقوق از پیش تعیینشده ندارد. درآمد او سه بخش جدا دارد که نباید با هم قاطی شوند.
- حقوق از شرکت: وقتی شرکت فروش یا سرمایه دارد، بنیانگذار میتواند بهعنوان مدیرعامل یا کارمند حقوق بگیرد. این مبلغ را هیئت مدیره و سرمایهگذارها تعیین میکنند و معمولا کمتر از حقوق همان نقش در یک شرکت جاافتاده است، چون هر تومان حقوق، عمر پول شرکت را کوتاه میکند.
- سود شرکت: استارتاپها در سالهای اول اغلب سود تقسیم نمیکنند و هر سودی را دوباره در رشد خرج میکنند.
- ارزش سهم: بزرگترین درآمد احتمالی بنیانگذار، فروش سهم هنگام فروش شرکت یا ورود به بازار سرمایه است. این پول ممکن است هرگز نرسد و تا آن روز فقط روی کاغذ است.
چرا عدد حقوق در ایران نمیآوریم؟
گزارشهای حقوق ۱۴۰۵ گروهی برای بنیانگذاران ندارند و حقوق مدیرعامل یک شرکت جاافتاده، کار متفاوتی است. برای همین عددی برای «حقوق بنیانگذار» نمیگذاریم. دو عدد واقعی برای تصمیم شما کافی است: حداقل حقوق قانونی ۱۴۰۵ برای کارگر مجرد حدود ۲۱٫۸ میلیون تومان ناخالص در ماه است و اگر شرکت شما اولین کارمند را بگیرد، دستکم همین مبلغ بهعلاوهی سهم کارفرما از بیمه را هر ماه میپردازد. در مقابل، میانهی حقوق پیشنهادی آگهیهای استارتاپی ۵۰ میلیون تومان در ماه بود؛ این همان درآمدی است که شما با بنیانگذار شدن، دستکم برای مدتی، کنار میگذارید.
یک حساب ساده پیش از ترک کار: هزینهی ماهانهی زندگی خود را در تعداد ماههایی ضرب کنید که فکر میکنید تا اولین فروش منظم طول میکشد، و بعد آن را دو برابر کنید. اگر این پول را ندارید، استارتاپ را کنار کار فعلی شروع کنید تا وقتی اولین مشتریها پیدا شوند. بیمهی خودتان را هم فراموش نکنید؛ بنیانگذاری که در شرکت خودش قرارداد ندارد، از راه بیمهی اختیاری یا خویشفرما میتواند سابقهی بیمهاش را ادامه دهد.
دورهی استارتاپ یا کارآفرینی فناورانه برگزار میکنید؟
اگر آموزشگاه شما دورهی راهاندازی کسبوکار نوآورانه، بازاریابی الکترونیکی یا مدیریت کسبوکار الکترونیکی دارد، میتوانید آن را کنار مسیر بنیانگذار استارتاپ معرفی کنید.
- ثبتنام با شمارهی موبایل و مشخصات آموزشگاه
- بررسی درخواست بهدست تیم راه تا کار
- صفحهی آموزشگاه و ثبت دورهها پس از تأیید
- بررسی جداگانهی هر دوره پیش از نمایش
نمایش هر دوره پس از بررسی آن است.
بنیانگذار شدن به چه کسی میآید؟
احتمالا با شما جور است اگر
- با نه شنیدن از مشتری و سرمایهگذار دلسرد نمیشوید و دوباره میپرسید
- کار با ابهام و تصمیم با اطلاعات ناقص را میپذیرید
- دوست دارید چند کار متفاوت را همزمان پیش ببرید، از فروش تا استخدام
- میتوانید چند سال درآمد نامطمئن را تحمل کنید
- از سنجیدن ایده با عدد و داده لذت میبرید
احتمالا سخت است اگر
- به حقوق ثابت و بیمهی منظم از ماه اول نیاز دارید
- میخواهید فقط روی یک تخصص، مثلا برنامهنویسی، کار کنید
- شکست یک پروژه را شکست شخصی خود میدانید
- تقسیم تصمیم و سهم با شریک برایتان سخت است
این شغل در یک نگاه
تست راه تا کار ترجیحهای شما را دربارهی ریسک، کار مستقل و رهبری تیم نشان میدهد؛ توانایی را نمیسنجد و تصمیم با خودتان است.
شروع تستسوالهای رایج دربارهی استارتاپ زدن
هزینه راه اندازی استارتاپ چقدر است؟
عدد ثابتی ندارد. قدمهای اول، یعنی گفتگو با مشتری و نمونهی ساده، میتواند تقریبا بیهزینه باشد. بزرگترین هزینه حقوق تیم است: هر کارمند تماموقت در ۱۴۰۵ دستکم حدود ۲۱٫۸ میلیون تومان ناخالص در ماه بهعلاوهی سهم کارفرما از بیمه هزینه دارد.
آیا میشود استارتاپ با سرمایه کم راه انداخت؟
بله، اگر محصول را کوچک شروع کنید و تا اولین فروش، هزینهی ثابت نسازید. بسیاری از تیمها ماههای اول کنار کار دیگری روی استارتاپ کار میکنند و از ابزارهای آماده بهجای ساختن نرمافزار کامل استفاده میکنند.
بدون برنامهنویسی میشود استارتاپ نرمافزاری زد؟
میشود، اما یکی از بنیانگذاران باید بتواند محصول را بسازد یا کیفیت آن را بسنجد. سپردن کامل محصول به یک پیمانکار بیرونی، استارتاپ را به او وابسته میکند؛ برای همین بیشتر تیمها یک همبنیانگذار فنی دارند.
برای استارتاپ باید شرکت ثبت کرد؟
برای گفتگو با مشتری و ساختن نمونه نه. اما برای قرارداد با شرکتها، ورود سرمایهگذار، گرفتن عنوان دانشبنیان و دورهی رشد در مرکزهای رشد، شرکت ثبتشده لازم است.
دانشبنیان نوپا یعنی چه؟
گروهی از شرکتهای دانشبنیان که در زمان درخواست، فروش محصول دانشبنیانشان کمتر از ۷ میلیارد تومان است. معاونت علمی در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد گواهی این شرکتها پنجساله است و از معافیت مالیاتی درآمد همان محصول استفاده میکنند.
همبنیانگذار چند درصد سهم میگیرد؟
قاعدهی ثابتی نیست. سهم به نقش، وقت تماموقت یا پارهوقت، پول آوردهشده و زمان پیوستن بستگی دارد. هر چه باشد، آن را با شرط آزاد شدن در طول چند سال در قرارداد بنویسید.
شتابدهنده چه چیزی به استارتاپ میدهد؟
چند ماه آموزش، مربی، فضای کار، آشنایی با سرمایهگذار و گاهی مبلغی کوچک، در برابر درصدی از سهم. پیش از ورود ببینید شتابدهنده گواهی صلاحیت دارد و استارتاپهای قبلی آن به کجا رسیدهاند.
راه اندازی استارتاپ در دبی یا عمان چطور است؟
هر کشور و هر منطقهی آزاد قانون، هزینه و شرط اقامت خودش را دارد. این صفحه دربارهی ثبت شرکت در خارج توصیه نمیکند؛ شرطها را از مرجع رسمی همان منطقه بپرسید و پیش از آن، بازار و مشتری را آزمایش کنید.
بنیانگذار استارتاپ چه رشتهای بخواند؟
رشتهی خاصی شرط نیست. بیشتر بنیانگذاران از دل یک تخصص، مثل برنامهنویسی، پزشکی، فروش یا طراحی، به مسئلهای رسیدهاند. برای مدرک، گرایش کارآفرینی در کارشناسی ارشد مدیریت وجود دارد.
کار در استارتاپ برای شروع خوب است؟
برای کسی که میخواهد روزی استارتاپ بزند، بله. در آبان ۱۴۰۵، ۵۴ آگهی از ۲۱۰ آگهی استارتاپی یک سایت کاریابی سابقهی کار در استارتاپ را خواسته بودند؛ یعنی این تجربه در بازار کار هم ارزش دارد.
پیش از استارتاپ زدن، ترجیحهایتان را بسنجید
تست راه تا کار ترجیحهای شما را دربارهی کار مستقل، ریسک و کار تیمی نشان میدهد و شغلهای نزدیک به آن را پیشنهاد میکند.
شروع تستسوالی درباره بنیانگذار استارتاپ دارید؟
سوالتان را بپرسید. جواب را همینجا مینویسیم تا به کار بقیه هم بیاید.